همسفر باران

متن مرتبط با «فقط خودم و خدا» در سایت همسفر باران نوشته شده است

اول مهر و اول فصل و اولین پست و فال حافظ و چه شووود .

  • نیلوبلاگ

    تقدیم به خودم ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرودوین بحث با ثلاثه غساله میرودمی ده که نوعروس چمن حد حسن یافتکار این زمان ز صنعت دلاله میرودشکرشکن شوند همه طوطیان هندزین قند پارسی که به بنگاله میرودطی مکان ببین و زمان در سلوک شعرکاین طفل یک شبه ره یک ساله میرودآن چشم جادوانه عابدفریب بینکش کاروان سحر ز دنباله میروداز ره مرو به عشوه دنیا که این عجوزمکاره مینشیند و محتاله میرودباد بهار میوزد از گلستان شاهوز ژاله باده در قدح لاله میرودحافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دینغافل مشو که کار تو از ناله میرود...

    ادامه مطلب
  • حواست باشد...!

  • نیلوبلاگ

    ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد...! او نشان کرده ی اینجاست، حواست باشد...! یار من موی سرش ، قیمت صدفرهاد است ... قصه اش قصه ی فرداست ، حواست باشد...! گرچه بدجور دلم تنگه نگاهش گشته همچنان شاه غزل هاست ، حواست باشد...! او نگاهم نکند ، یا نخرد حرف مرا .... هرچه هست بین خود ماست ، حواست باشد...! همه ی دلخوشی و زندگی ام ، بودن اوست ... برود ، آخرررررر دنیاست ! حواست باشد...! نگذاری احدی تیشه برویش بزند...! نگذار .... لطفا نگذار .... شیشه ی عمر من آنجاست ، حواست باااااااشد ..............!!!!!!...

    ادامه مطلب
  • تا تو هستی....

  • نیلوبلاگ

    تا تو هستي و غزل هست، دلم تنها نيستمحرمي چون تو هنوزم به چنين دنيا نيستازتو، تا ما،سخن عشق همان است که رفتکه در اين وصف زبان دگــري، گــويا نيستتـو چه رازي که به هر شيوه تو را ميجويمتازه مي يابم ...

    ادامه مطلب
  • هوای تو ...

  • نیلوبلاگ

    به هوای تو تمنا شده ام می دانی؟ گم شدم در تو و پیدا شده ام میدانی؟ مثل تقویم ورق خورده و باطل شده امxa0 غرق دیروز و فردا شده ام میدانی؟ بی خبر در پی حادثه ی گنگ و غریبxa0 چشم برهم زده ام تا شده ام میدانی؟ مثل یک شهر که در آتش اسکندر سوخت در بیابان دلم جا شده ام میدانی؟ من هنوز از همه ی شهر شکایت دارمxa0 بین این قوم چه تنها شده ام میدانی ؟؟؟؟؟؟؟؟ برای دل خسته م که نفس هایت را کم دارد.......

    ادامه مطلب
  • خوب یا بد ؟؟؟ نمیدانم .....

  • نیلوبلاگ

    یک دوست داشتن هایی هم هست .....xa0که از دور است و در سکوتxa0xa0که دلت برایش از دور ضعف میرودxa0که وقتی حواسش نیستxa0xa0چشمانت را میبندیxa0xa0و در دل دعایش میکنیxa0xa0و یک بوسه به سویشxa0روانه میکنیxa0xa0کهxa0وقتی بی هواxa0xa0نگاهش با نگاهتxa0xa0یکی میشودxa0xa0انگار کسی به یکبارهxa0xa0نفس کشیدن را ممنوع میکندxa0یک دوست داشتن هایی هم هستxa0که بک باره بی مقدمهxa0پا در کفش دلت میکندxa0و از دست تو کاری برنمی آیدxa0جز از دور دوست داشتنxa0xa0یک دوست داشتن هایی هستxa0xa0ساکت استxa0xa0آرام ا...

    ادامه مطلب
  • برای آشنای دور اما نزدیکم...

  • نیلوبلاگ

    در من کوچه ایستکه باتو در آن نگشته ام...سفری ستکه باتوهنوز نرفته ام...روزها و شب هایی ستکه با تو به سر نکرده ام ...و عاشقانه هاییستکه باتوهنوزنگفته ام . . .در من حرفایی است کههنوز نفس می کشند....آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده انددر منو در کعب...

    ادامه مطلب
  • دل و جانم .....

  • نیلوبلاگ

    دل و جانم به فدایت تو عزیز دلمیxa0xa0تو که خود مشکلمی چاره هر مشکلمیxa0xa0ای که طوفان تویی و آبی و موج و قایقxa0xa0تو به دریای غم عشق خودت ساحلمیxa0xa0دیگ عشق تو به جوش و عرقم شرم حضورxa0xa0اشک من مثل گلاب و تو عزیزم گلمیxa0xa0میشد ایکاش نه یک روز که هم وزن نفسxa0xa0چشم میدید گل من که تو در منزلمیxa0xa0میشد ایکاش ببیم که شبی ، نیم شبیxa0xa0ای که ساکن شده ای در دل من همدلمیxa0xa0دل بیچاره ام افسونی رویایی هستxa0xa0به گمانش تو هم...

    ادامه مطلب
  • حال من خوب است ؟؟؟؟؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که می بارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو می توانم مایه ی ــ گه گاه ــ دلگرمی شوم میل میل ِ توست اما بی تو باور کن که من در هجوم بادهای سخت ، پرپر می شوم مهدی فرجی +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa011:56xa0 توسطxa0باران xa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • چشمان تو ...

  • نیلوبلاگ

    آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشمان توستدر حضور چشم هایت عشق معنا می شوداولین درس دبیرستــان من چشمان توستدر بیابانی کـه خورشیدش قیامت می کندسایبان ظهر تابستان من چشمان توستدر غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شودبی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توستمن پر از هیچــم پر از کفـرم پر از شرکم ولینقطه های روشن ایمان من چشمان توستدر شبستانــی کــه صد سودابــه حیران من اندجام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توستباز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!درد من ، این درد بــی درمــان م...

    ادامه مطلب
  • فقط من و خدا

  • نیلوبلاگ

    خدا جونم نمیدونم چرا ته دلم بهت قرصه البته نه چرا می دونم ،می دونم دوسم داری میدونم این خود تویی که بذر امید رو تو دلم کاشتی و بهش می رسی تا قد بکشه و همیشه و همیشه یادم بیاره که تو هستی .میگن خدا تا آرزویی رو برات نخواد اونو تو دلت نمیزاره و حتما لایقت و تواناییش رو داری که بهش برسی . xa0خداااااایاااااا xa0،خدا جونم ،خدای مهربونم آرزوی همه رو برآورده کن ، یه نگاهی هم به این بنده ناشکر و بدت بکن ......xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • گنجور

  • نیلوبلاگ

    ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرودxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرودمن ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از اوxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرودگفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درونxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرودمحمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کز عشق آن سرو روان گویی روانم میروداو میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشانx...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به آشنای دورم ....

  • نیلوبلاگ

    حرفها دارم... با تو ای مرغی که میخوانی نهان از چشم و زمان را با صدایت می گشایی! چه تو را دردی است... کز نهان خلوت خود میزنی آوا و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟ در کجا هستی نهان ای مرغ! زیر تور سبزه های تر یا درون شاخه های شوق؟ می پری از روی چشم سبز یک مرداب یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال و پر؟ هرکجا هستی ،بگو با من روی جاده نقش پایی نیست از دشمن آفتابی شو! رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابرxa0 مار برق از لانه اش بیرون نمی آید و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحراxa0 روز خاموش است ،آرام استxa0...

    ادامه مطلب
  • به حباب نگران لب يك رود قسم

  • نیلوبلاگ

    نه تو می مانینه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندxa0xa0لحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزنه تو می مانینه اندوهو نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتxa0غصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزxa0تو به آیینهنهxa0آیینه به تو ، خیره شده است تو...

    ادامه مطلب