همسفر باران

متن مرتبط با «فقط خدا را دارم» در سایت همسفر باران نوشته شده است

برای آشنای دور اما نزدیکم...

  • نیلوبلاگ

    در من کوچه ایستکه باتو در آن نگشته ام...سفری ستکه باتوهنوز نرفته ام...روزها و شب هایی ستکه با تو به سر نکرده ام ...و عاشقانه هاییستکه باتوهنوزنگفته ام . . .در من حرفایی است کههنوز نفس می کشند....آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده انددر منو در کعب...

    ادامه مطلب
  • فقط من و خدا

  • نیلوبلاگ

    خدا جونم نمیدونم چرا ته دلم بهت قرصه البته نه چرا می دونم ،می دونم دوسم داری میدونم این خود تویی که بذر امید رو تو دلم کاشتی و بهش می رسی تا قد بکشه و همیشه و همیشه یادم بیاره که تو هستی .میگن خدا تا آرزویی رو برات نخواد اونو تو دلت نمیزاره و حتما لایقت و تواناییش رو داری که بهش برسی . xa0خداااااایاااااا xa0،خدا جونم ،خدای مهربونم آرزوی همه رو برآورده کن ، یه نگاهی هم به این بنده ناشکر و بدت بکن ......xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • دلتنگي باران

  • نیلوبلاگ

    خواستم شعري به نقل از ديگران بگويم ....اما هركسيxa0آن شعرها را براي پدر خودش سروده ....منم براي پدر خودم خواهم نوشتxa0از زبان باران....xa0xa0اما دندانك دلتنگي را همچنان بر دلتنگي هايم مي فشارم ....xa0باشد كه فقط تو و خدايم ....xa0گره گشاي دلتنگي هايم باشيد...xa0هميشه دوستت دارم و به يادت هستم هميشه و هميشهxa0باران دختر كوچولوي دلتنگ تو ...xa0اينم چانشي دلتنگي هايمxa0xa0ما بابا نداریم ، راستش داریم اما اندازه ی یک سنگ مستطیلی است وسط یک آرامستان که بالاش نوشته شادروان و پایینترش با خطی خوش ، پدری...

    ادامه مطلب
  • به حباب نگران لب يك رود قسم

  • نیلوبلاگ

    نه تو می مانینه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندxa0xa0لحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزنه تو می مانینه اندوهو نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتxa0غصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزxa0تو به آیینهنهxa0آیینه به تو ، خیره شده است تو...

    ادامه مطلب