همسفر باران

متن مرتبط با «دلتنگ باران ارغوانی» در سایت همسفر باران نوشته شده است

دلتنگي من ...

  • نیلوبلاگ

    xa0اين شعر شده زمزمه اين روزهاي دلتنگيم ...xa0xa0xa0اشک رازيستxa0لبخند رازیستxa0عشق رازيستxa0اشکِ آن شب لبخندِ عشقام بود...xa0xa0قصه نيستم که بگويیxa0نغمه نيستم که بخوانیxa0صدا نيستم که بشنویxa0يا چيزی چنان که ببينیxa0يا چيزی چنان که بدانی...xa0من دردِ مشترکامxa0مرا فرياد کن.xa0xa0درخت با جنگل سخنمیگويدxa0علف با صحراxa0ستاره با کهکشانxa0و من با تو سخنمیگويمxa0نامات را به من بگوxa0دستات را به من بدهxa0حرفات را به من بگوxa0قلبات را به من بدهxa0من ريشههایِ تو را دريافتهامxa0با لبانات برایِ همه لبها...

    ادامه مطلب
  • دلتنگي باران

  • نیلوبلاگ

    خواستم شعري به نقل از ديگران بگويم ....اما هركسيxa0آن شعرها را براي پدر خودش سروده ....منم براي پدر خودم خواهم نوشتxa0از زبان باران....xa0xa0اما دندانك دلتنگي را همچنان بر دلتنگي هايم مي فشارم ....xa0باشد كه فقط تو و خدايم ....xa0گره گشاي دلتنگي هايم باشيد...xa0هميشه دوستت دارم و به يادت هستم هميشه و هميشهxa0باران دختر كوچولوي دلتنگ تو ...xa0اينم چانشي دلتنگي هايمxa0xa0ما بابا نداریم ، راستش داریم اما اندازه ی یک سنگ مستطیلی است وسط یک آرامستان که بالاش نوشته شادروان و پایینترش با خطی خوش ، پدری...

    ادامه مطلب