
در من کوچه ایستکه باتو در آن نگشته ام...سفری ستکه باتوهنوز نرفته ام...روزها و شب هایی ستکه با تو به سر نکرده ام ...و عاشقانه هاییستکه باتوهنوزنگفته ام . . .در من حرفایی است کههنوز نفس می کشند....آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده انددر منو در کعب...
ادامه مطلب
خواستم شعري به نقل از ديگران بگويم ....اما هركسيxa0آن شعرها را براي پدر خودش سروده ....منم براي پدر خودم خواهم نوشتxa0از زبان باران....xa0xa0اما دندانك دلتنگي را همچنان بر دلتنگي هايم مي فشارم ....xa0باشد كه فقط تو و خدايم ....xa0گره گشاي دلتنگي هايم باشيد...xa0هميشه دوستت دارم و به يادت هستم هميشه و هميشهxa0باران دختر كوچولوي دلتنگ تو ...xa0اينم چانشي دلتنگي هايمxa0xa0ما بابا نداریم ، راستش داریم اما اندازه ی یک سنگ مستطیلی است وسط یک آرامستان که بالاش نوشته شادروان و پایینترش با خطی خوش ، پدری...
ادامه مطلب
و عشق را کنار تیرک راه بندتازیانه می زنندعشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...روزگار غریبی است نازنین...آنکهxa0بر درxa0می کوبد شباهنگامبه کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد...xa0xa0شاملوxa0...
ادامه مطلب
نه تو می مانینه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندxa0xa0لحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزنه تو می مانینه اندوهو نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتxa0غصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزxa0تو به آیینهنهxa0آیینه به تو ، خیره شده است تو...
ادامه مطلب